ماه رمضون نزدیکه و فکر به ماه رمضون پارسال
اعصاب و روانمو خراب میکنه ..
چه شبای سختیو گذروندم ..
وقتی ۱۵ روز تازه از اخرین روز پریودم گذشته بود و دوباره شروع شد ..
وقتی حالم خراب بود و فقط سر جانماز اشک میریختم
وقتی از درون تو خودم میریختم و سعی میکردم آروم باشم
..
اون شبی که تا صبح نتونستم چشم رو هم بذارم و بشینم و فقط راه میرفتم
خدا اون شبو دید ، شبای بعدشم دید
منم دید ..
امیدوارم هرچه زودتر تموم شه و خدا کمکم کنه حال روحیم خوب بشه
..
۹۸ قطعا بدترین سال عمرم بود و اثار روانی بدی که به جای گذاشت تا سالها روم هستش ..
و چرت گفتم قبلا .. که بخشیدم! نمیتونم ببخشم دارم سعی میکنم ببخشم
بگذرم
نمیتونم
کاش قلبم اروم شه
کاش ..
برچسب:
نویسنده: یلدا رستگار