میگف انصاف نیس
تو دیدی زحمتامو تو دیدی رویاهامو
چرا بهم فرصت ندادی
همیشه بش میگفتم ن این چ حرفیه فلان تو به اندازه تلاش نکردی و مقصر خودتی
امروز تو همین فاز افتاده بودم
کلی پیشش گلایه کردم
کلی غصه خوردم
گفتم خدایا ازت انتظار نداشتم
حتی میتونم بگم باش قهرم کردم!
((: ولی بخودم اومدم دیدم سر جانمازمم نماز ظهرمو خوندمو میخوام برم برای نماز عصر!
مغرب و عشا امروزم اینجوری بود
خدا جونم ؟ تو که میدونی من طاقت قهرکردن با تورو ندارم دلبرمن
تو که میدونی چقد دوست دارم و با تک تک وجودم لحظه به لحظمو با تو سیر میکنم
اذیت نکن دیگ(:
منتظر خبرای خوبم خوشم
خدا جونم؟
بگم انشالله؟
تو میخوای دیگ
مگ نــ!؟
برچسب:
نویسنده: یلدا رستگار